الشيخ علي المشكيني

317

تفسير روان (فارسى)

شامل نصب حجج واضحه و نزول آيات ظاهره ، بر اعتقادات فاسده و عادات خبيثهء خود اصرار دارند ، از اين رو حق تعالى ايشان را در وادى خذلان به سوء اختيارشان وا مىگذارد و لطف خاصّه از ايشان بر مىدارد به طورى كه گوييا مهر بر دل‌هاى آنها نهاده است . شك نيست در آن كه جهلِ مركب ، مانع است از ادراك حق ، و موجب تكذيب خواهد بود . و خداى متعال لطف خاصهء خود را به كسى منظور فرمايد كه ارسال رسل و انزال كتب ، او را فايده دهد و به حسن اختيار از وادى ضلالت به شاهراه هدايت قدم گذارد ؛ اما كسانى كه در عناد و انكار به گونه‌اى باشند كه اصلًا التفات به جانب دلايل هاديه و براهين واضحه با وجود وضوح دلالت آنها بر طريق حق نكنند خداوند ايشان را به حال خود واگذارد ؛ اين است معنى طبع قلب كه به خدا مجازاً و كنايتاً نسبت داده مىشود . تبصره : اين مطلب در علم كلام ثابت گرديده كه بنا بر مذهب حق و اماميه ، خداى تعالى فاعل شرّ نخواهد بود ؛ زيرا صدور شرّ مستلزم قبح است و خداوند از قبيح و نقص و عيب منزّه مىباشد . بنابراين اسناد ختم و طبع و اغفال و اقساء به حق تعالى ، بر سبيل مجاز باشد و معنى اين آيه مأوّل باشد به يكى از چند وجه : اوّل - آن كه اعراض از حق ، چون به جهت فرط عناد و انكار در قلوب آنها راسخ شده ، پس گوييا آن از صفات طبيعى ايشان گرديده است . دوم - اعراض كفّار راسخ و مستحكم شده بر وجهى كه راهى براى تحصيل ايمان ايشان غير از الجاء و اجبار باقى نمانده است و چون حكمت مقتضى آن نيست پس از ترك اجبار و الجاء تعبير به « طبع » شده است . سوم - آن كه خداى تعالى با اين كلام كفّار را به ضيق نظر و تفكّر نكردن نكوهش كرده است ، پس اين آيه در مقابل آيه أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلمِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مّن رَّبّهِ [ زمر ، 22 ] باشد . بنابراين جايز است وصف اعراض‌كنندگانِ از قبول ايمان بعد از اقامهء حجّت و برهان به آن كه قلوب آنان مطبوع است . ( آيهء 60 ) فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لَايَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَايُوقِنُونَ